الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
49
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ارْتَجَعَ إِبلا : وقتى است كه كسى نرينه بفروشد و مادينه بخرد و معنى برگرداندن در آن معتبر و مقدر است اگر چه در خريدن عين آن را به دست نياورده است . اسْتَرْجَعَ فلانٌ : او - إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ - گفت ( استرجاع يعنى گفتن - إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ) . تَرْجِيع : رد كردن پيوسته و پياپى صدا با آواز موزون در تلاوت و غناء و آواز است . و همچنين تكرار سخن بطوريكه هر بار صدا بلندتر مىشود مثل - ترجيع در اذان كه به همين ترتيب ادا مىشود ( آغاز كلمات در اذان ، صدا كوتاه است و بعد با لحن موزون و بلند و كشيده اداء مىشود ) . رَجِيع : كنايه از شكمروى و مدفوع و سرگين است كه براى انسان ، و حيوان باعث اذيّت است كه از رجوع - گرفته شده و به معنى فاعل است يا از - رجع - كه در آن صورت به معنى مفعول است ( چنان كه گفتيم راغب رحمه اللّه - رجع - را متعدّى دانسته است ) . جُبَّة رَجِيع : جامه و لباس كهنه و وصلهدار كه دوباره پوشيده مىشود و - رَجِيع - از ستور و حيوان ، آن است كه همواره آن را از سفرى به سفر ديگر ببرى ، مؤنث آن رَجِيعَة - است ولى - دابَّة رَجِيع - مىگويند نه - دابَّة رَجِيعَة . رِجْعُ سَفَر : كنايه از دور شدن و بازنشستن از مسافرت و خستگى است . الرَّجِيع من الكلام : سخنى كه به گويندهاش برمىگردد يا تكرار مىشود . رجف : الرَّجْف : اضطراب و حركت سخت و شديد .
--> و مكتبى است كه مىخواهد و اصرار دارد دوران اوّليهء بشر را پس از قرنها كه بر تكاملش گذشته تجويز و تجديد كند امّا آئين تكامل بخش خدائى و پيامبرش مىگويد : ( وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ - 29 / غافر ) يعنى ما شما را به راه رشد و حيات و كمال هدايت مىكنيم نه راهى ديگر و خداپرستان نيز همواره مىگويند ( وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً - 10 / كهف ) پروردگارا ما را در كارمان رو به رشد قرار ده و راهش را برايمان آماده كن .